آندریا بِیتی

لابد می‎خواهی بدانی من چطوری راهم را پیدا کردم!
خب، راستش خیلی ساده نبود. مدرسه‎ام که تمام شد، رفتم سراغ رشته‎ی میکروبیولوژی. اما بعدش فهمیدم نمی‎توانم اسم آن همه باکتری و قارچ و میکروب را حفظ کنم. قیدش را زدم و رفتم سراغ مهندسی کامپیوتر. آن‎جا همه چیز خلاقانه‎تر بود و بیشتر خوش می‎گذشت. اما وقتی رفتم سر کار و مجبور شدم هر روز جواب سؤال‎های پیش‌پاافتاده‎ی مشتریان را بدهم، فهمیدم که هنوز راهم را پیدا نکرده‎ام.
یک روز نشستم و با خودم فکر کردم؛ به کودکی‎ام، به علاقه‎هایم، به استعدادها و به رؤیاهایم.
هیچ چیزی در کودکی برایم به اندازه‎ی داستان خواندن و خیال‎پردازی کردن لذت‎بخش نبود. آن‎وقت بود که راهم پیدا کردم؛ نویسندگی کتاب‌های کودکا!
اولش خیلی‌ها به خاطر رها کردن کار پُر درآمدم و نشستن توی خانه و داستان نوشتن مسخره‎ام می‎کردند، اما حالا آن‎قدر داستان‎های خوب نوشته‎ام که دیگر هیچ کسی جرئت نمی‎کند به رؤیاهای من بخندد.
 

برو به بالا

همه کالاها و خدمات اين فروشگاه حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه و فعاليت هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مبتکران می باشد