تونی بازئو

توی شهر کوچکی در آمریکا به سختی به دنیا آمدم؛ تپلی است و هزار دردسر!
مادرم برای این که دست از خوردن بکشم، مرا به کتابخانه می‎برد تا کمتر دستم به خوراکی برسد. اما هیچ تأثیری نداشت؛ چون حاضر بودم با پا کتاب ورق بزنم، اما دست از خوراکی برندارم.
اما کم‎کم علاقه‎ام به کتاب بیشتر شد و به خوراکی کمتر. آن‌قدر که بعدها تصمیم گرفتم به جای کار در غذاخوری، در کتابخانه‌ی مدرسه مشغول به کار شوم. از چهل سالگی به این فکر افتادم که دیگر خودم برای بچه‌ها کتاب بخورم ببخشید، بنویسم. حالا بیش از بیست سال است که داستان کودک می‌نویسم؛ توی یک کلبه‎ی مخصوص داستان‎نویسی که خودم وسط مزرعه‎مان ساخته‎ام.
 

برو به بالا

همه کالاها و خدمات اين فروشگاه حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه و فعاليت هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه مبتکران می باشد